در سفر با بهمنها. * سعید عبداللهی(س. ع. نسیم) * پندار خوشم بود که فردا خوش باد آنک برسد موسم بیداری و داد میرفت امید آزادی ما تا به فلک افسوس که شیخ آمد و بر باد بداد.! * گمگشتهی محبوب من ای آزادی! ای غايب و محجوب من ای آزادی! هر جا كه نظر كنم شقايق با توست ای عاشق مصلوب من ای آزادی! * در ياد جهان ز عشق تو غوغاهاست از هر طرفم به نام تو آواهاست خونبازی ما و تو چرا؟ آزادی! از چيست ميان من و تو درياهاست؟ * تا تنگ نگيرم به برت، آزادی تا جان ننيوشد سخنت، آزادی ,سعید عبداللهی منبع
درباره این سایت